نتایج جست جو "آمد" در سایت 100هنر
نمایشگاه پدید آمدن هیولا
نمایشگاه مستندی از مستند چاووش از درآمد تا فرود
نمایشنامه خوانی لا به لای زمان های به دست آمده
استند آپ کمدی آن مرد با اسب آمد
25
1
93,389
محفل سایر هنر ها
نام اثر: پرنده خیال
جنس اثر: الیاف مصنوعی
سال ساخت: 1396
شرح اثر: مفهوم پرنده... ادامه
خیال در ادبیات عرفانی ایرانی همواره بر مرغی آزاد و رها دلالت داشته که در نهاد هر شخصی وجود داشته و در زمانها و حالاتی خاص به مکانهایی رویایی و ماورایی پرواز کرده که از بعد زمان و مکان خارج است.
این پرنده خارج از حدود عقلی و منطقی بوده و پرواز آن از حدود و ثغور منطقی فراتر است. به همین دلیل در خلق آن بالهایی غیر قرینه لحاظ شده و حس فرود آمدنش را با پیچشی در دمش و سر پایین آن میتوان دریافت کرد.
18
0
20,651
محفل نقاشی و گرافیک
50X70CM
تجربه ای گَس برآمده از احساسات گنگ و موهم زنانگی، چون خزش هشت پایی در کالبد ذهنم... ادامه
، و این تعارض که نبودنش گشایشی است جهت ورود به جهانی ایده آل تر و بودنش رشد و درک عمیق تری از خویشتن و جهان وجودی خویش.
پریسا عزیزی
رنگ روغن روی بوم 1402
تمامی آثار اورجینال می باشند.
12
0
22,217
محفل خوشنویسی
50X50CM
13
0
32,409
محفل سایر هنر ها
نام اثر: برون رفت
جنس اثر: الیاف مصنوعی با روکش ساروج
سال ساخت: ۱۳۹۴
شرح اثر:... ادامه
کل اثر فرمی بیضی شکل سوار بر پایه ای مکعب مربع شکل را نشان میدهد که در درون اثر شکل بیضی بیشتر نمود دارد. ناحیه ای در سمت راست اثر، دچار شکست شده و فضایی باز را نشان میدهد.
گویی در اثر اتفاقی در این فرم، شکستی پیش آمده و در فضای بسته، راهی به برون ایجاد شده است.
در بیان این اثر سعی شده تا هنرمند به مخاطب بگوید که هر فضای بسته را با قدرت انرژی و توکل بخدا میتوان گشود، فقط تلاش و توکل لازم است.
میتوان هر محدودیتی را باز کرد و از آن برون رفت.
5
3
33,271
محفل فیلم و انیمیشن
این تکه فیلم در ظهر یک روز بهاری در خیابان شهناز قدیم
دو نفر مست از میخانه بیر... ادامه
ون آمده بودند که به محلشان بروند و چون وسط روز بود اسم فیلم (مست نیم روز) گذاشته شده است . با دوربین 8 میلی متر سیاه وسفید برداشته شده Documentary# MOVIE#
11
0
54,804
محفل سایر هنر ها
112X112X6CM
هنرمند: سید محمد اردکانی
نام اثر: آیه های مسخ
متریال: فلز آهن- سال:۱۳۹۸
آیه... ادامه
های مسخ "از مجموعه معاد نمایشگاه انفرادی در نگارخانه چهار"
آیه های مسخ حکایتی است دردناک و فریبنده این اثر فونت های چندگانه به ریتم و تکرار در آمده فارسی نیست بلکه نوعی اعتراض بازبان هم زبانی است
"جمله عالم زین سبب گمراه شد کمتر کسی ز ابدال حق آگاه شد" حضرت مولانا
در فارسی فونت های گوناگون و بسیار زیبایی به دست خوش نویسان و هنرمندان در طول تاریخ خلق شده و در فضا و
مکان های متناسب به آن نقش افرینی پرداخته اند.
آیه های مسخ تشکیل شده از حروف تغییر یافته زبان فارسی است که به بدترین شکل ممکن آن تبدیل شده، تک تک این حروف مسخ شده اند تا معانی دیگری را از پس و پیش خود به نمایش بگذارند
حروف مسخ شد با نقابی فریبنده در یک ترکیب و تناسبات آگاهانه در نهایت به یک شکل زیبا و منسجم تبدیل می شود تا به این حقیقت معنا دهد .
45
0
40,863
10
0
33,565
محفل خوشنویسی
60X80CM
12
4
23,416
34
8
73,667
محفل نقاشی و گرافیک
40X30CM
.
دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد
...
روستا... ادامه
ی سیدمیران
ابعاد: ۳۰ در ۴۰
با قاب فروخته میشود
#نقاشی #نقاشی_سفارشی #نقاشی_کاردک #نقاشی_رنگ_روغن #کاردک #رنگ_روغن #گلستان #گرگان #دشت #کوه #طبیعت #امپرسیونیسم .
#oilcolor #oilcolorpainting #palletknife #palletknifepainting #impressionismpainting #impressionism #mountain #nature #naturepainting #golestan #gorgan #iran #irannature
7
0
7,466
13
2
7,119
13
4
15,321
30
3
53,055
محفل عکاسی
Photo by:@mohsen_ghofrani
(ما آینه ایم(خیام))
دریاچه نمک حوض سلطان قم
درباره عک... ادامه
س:
---جهان موازی یا واقعیت جایگزین فرضیه ای در باره وجود واقعیت های جداگانه در کنار واقعیت کنونی
خصوصیات عکس:
---انعکاس اجسام در سطح آب
---به وجود آمدن حالت آینه
---وارونه کردن عکس
---احساس ابهام و گنگ در عکس
---زیبایی در خط آسمان
4
0
18,525
12
0
17,850
9
0
16,988
18
0
58,882
داستان شک و تردید
احساس پاک دخترانه ات
امروز هم سر چهار راه ایستادم با جعبه ی شانسی ! اما باز کنا... ادامه
رم ایستاد و شیشه ی اتومبیلش را داد پایین و گفت
سلام عزیزم بیا اینم روزانَت اما نمیدانست دیشب تمام شانسیها را نوشته بودم دوستت دارم!!! نمیدانست تمام
زندگیم را دیشب باز کردم و تمام درآمدم را نوشتم دوستت دارم امروز هم گرسنه هستم اما پولهایی که دادی خرج
نمیکنم! همه را قاب گرفته ام!شاید روزی کنارم پیاده راه رفتی!اگر پیاده راه رفتی!احساس پاک دخترانه ات را میان
حریر امانت میان صندوقچه ی اسرارم نگاه خواهم داشت. قطره قطره اشکهایت در آینده نهیب میزند هر لحظه امانت
را.صندوقچه را میان ابریشم دوست داشتنت پیچیده ، در وجود همچو برگ گلت نگه میدارم!اینها پاکی هر چه
هستی من است...
5
0
15,678
محفل خوشنویسی
95X26CM
دو مسخر آمده مهر و مه، هله بر هلال تو یا على
#فؤاد_کرمانی
#کتیبه
اندازه ی ا... ادامه
ثر: 31 * 92 سانتیمتر
اندازه ی قلم: 22 میلیمتر
تذهیب: سرکار خانم پگاه
اثر قاب شده است
18
1
35,774
محفل نقاشی و گرافیک
برگرفته از شعر:
از آه سوزناکم دود از جهان برآمد
بی تو جهان چه باشد ، آتش زَنم جه... ادامه
ان را...
#امیرخسرو
ابعاد30×20
متریال"مرکب"
#negargari #miniatur #designing #drawsome #persian #persian_art #arty #artuniversity #anatomydrawing #abstractart
13
0
19,704
11
0
13,780
محفل خوشنویسی
اثرقاب شده ابعاد۶۰×۸۰ #سیاه مشق #باتذهیب.عشق آمدنی بود نه آموختنی
9
1
36,657
محفل سایر هنر ها
بهار آمد ، بهار خوش عذار آمد تابلوی نقاشی خط با ابعاد 5... ادامه
0X120 ساخته شده با تکنیک معرق کاشی
14
3
13,135
محفل خوشنویسی
آمده ام که سر نهم عشق تو را بسر برم ... مولانا/ اجرا روی تخته 8 میل ، در ابعاد 1... ادامه
30*80 سانتی متر
فروخته شد
امکان سفارش مجدد(۱.۵۰۰.۰۰۰t)
5
0
57,874
محفل شعر و داستان
سیر بودم من از این زندگی وعشق و جدایی
محو یک باور بیهوده که ای عشق، کجایی
یاو... ادامه
ه ها گفتم و در خواب نشستم به تماشا
راز دل را تو بگویی و دلم را بِگُشایی
اینک از تاب و قرارم بِسُرا این غزلت را
آتش این دل من تازه شود گر بِسُرایی
کوچه ها پر شده از زخمه ی سازت به ترنم
برده ای ساز دلم را به صدایی و نوایی
راه این فاصله با عشق چه پیمودم و آخِر
زائر قدسی این کعبه شدم چون تو خدایی
آمدی تا که حیاتی بدهی بر دل و روحم
دست گرمی برسد بر سر من گر که بیایی
هدف از روز و شب و غمزه مهتاب تو بودی
شعر هذیان تو شدی چون تو سزاوار ثنایی
55
1
113,051
اشعار مولانا
#آمدهام که سرنهم، عشق تو را به سر برم
ور تو بگوئیم که نی، نی شکنم، شکر برم
آم... ادامه
دهام چو عقل و جان، از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
آمدهام که ره زنم، بر سر گنج شه زنم
آمدهام که زر برم، زر نبرم خبر برم
گر شکند دل مرا جان بدهم به دلشکن
گر ز سرم کله برد، من ز میان کمر برم
آن که ز زخم تیر او کوه شکاف میکند
پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم
گفتهام آفتاب را گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند، گفت بلی اگر برم
آن که ز تاب روی او نور صفا به دل کشد
وان که ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
اوست نشسته بر نظر، من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور، نمیخوری پیش کس دگر برم **
